ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

95

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

كاروان محمل به تناوب گلوله‌هاى خوشحالى و شادمانى را يكى پس از ديگرى شليك كردند . به سوى مزدلفه راهى شديم و پس از دو ساعت بدان جا رسيديم . به هنگام ورود به مزدلفه ، بيست و يك گلوله توپ به عنوان اعلام ورود به آن شليك شد . هر دو كاروان در جايگاه همه سالهء خود قرار گرفتند . هر حاجى تعداد 49 تا 70 ريگ كوچك كه هر كدام به اندازه يك باقلا و يا فندق بود ، براى رمى جمرات در منا جمع كرده و آنها را با آب شستشو داد . آن شب را به پيروى از سنت پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و إله در مزدلفه بيتوته كرديم و در بامداد نيز فرمان پروردگار را اطاعت كرده و در مشعر وقوف نموديم . خداوند در اين‌باره مىفرمايد : فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ . « 1 » در نزديكىهاى پگاه ، از خواب برخاسته و نماز صبح را در اول وقت به جاى آورديم و سپس دو كاروان به كنار مسجد قديمى كه در بلنداى دو مترى از سطح زمين بنا گرديده بود ، آمده و در آن توقف كرديم . در كنار مسجد پله‌هايى قرار داشت كه سخنران بر روى آن ايستاد و تمامى حجاج از پياده و سواره گرداگرد او جمع شدند . او از ساعت 11 تا 5 / 12 سخنرانى كرد . تا اين كه طلوع آفتاب نزديك شد ، در اين لحظات ، همه حجاج به همراه سخنران ، دعاها و تلبيه‌ها را تكرار مىكردند . اين جايگاه در كنار « مشعر الحرام » و بر روى كوه مزدلفه بود كه علت اشتهار آن به « مشعر » به دوران جاهليت باز مىگردد كه مردم شتران خود را بر روى اين كوه به گونه‌اى قربانى ( - اشعار ) مىكردند و علت توصيف آن به « حرام » ممنوعيت و حرمت شكار در آن است ؛ زيرا اين دشت بخشى از زمينهاى حرم است ، كه شكار در آن ممنوع مىباشد . در ساعت يك و نيم بامداد روز عيد قربان از سال 1318 ه . دو كاروان محمل به سوى منا حركت كردند و ديگر حجاج نيز در پى آنان به راه افتاد ، پس از يك ساعت و

--> ( 1 ) - بقره : 198